مروری بر تجربه های ناکام باشگاه‌داری در فوتبال ایران

روی خط ناکامی از داماش گیلان تا ابومسلم خراسان

مروری بر تجربه های ناکام باشگاه‌داری در فوتبال ایران

باشگاه داری مثل هر کار دیگری، مهارت می‌خواهد. دانش می‌خواهد و افراد کار بلد نیاز دارد که هم با اصول مدیریت و برنامه ریزی و کسب و کار آشنا باشند هم الفبای ورزش را بشناسند تا در اقتصاد ورزش، حرفی برای گفتن داشته و یک موسسه فرهنگی و ورزشی را به خوبی هدایت کنند.

متاسفانه در ۴۰ سال اخیر، به جز در معدود باشگاه های غیر دولتی، شاهد تجربه های موفق در باشگاه داری حرفه ای نبوده و همواره صنعت باشگاه داری کشور با مشکلاتی نظیر: بی ثباتی مدیریتی، مدیریت افراد غیر ورزشی و بعضا سیاسی، نبود برنامه مدون و استراتژی کسب و کار هوشمندانه روبرو بوده است.

دو باشگاه پر طرفدار استقلال و پرسپولیس که حیات آن ها بند به مالیات ملت ایران است، هم‌چنان مصداق باشگاه داری ناموفق در آسیا بوده و دولت تلاش دارد تا پایان سال  ۹۸، از طریق عرضه اولیه سهام این دو باشگاه پرطرفدار تهرانی، آن ها را از موسسات دولتی به سهامی عام تبدیل کند.

اقدامی که می تواند زمینه متحول شدن سرخابی های پایتخت را فراهم کرده و میلیون ها نفر را به زور استقلال و پرسپولیس، وارد بازار بورس کند. این دو باشگاه، کلکسیونی از مسئولان سیاسی و غیر ورزشی را در کارنامه چهل سال اخیر خود دیده است که علی فتح الله زاده و سردار رویانیان، تنها مشتی نمونه خروار است.

باشگاه داری در ورزش ایران، سابقه موفقی ندارد. نگاه علمی وجود ندارد و بر خلاف لالیگا و بوندس لیگا و لیگ تر انگلیس، نگاه سهامداری حرفه ای به عرصه باشگاه های فوتبال، در دستور کار نیست.

باشگاه داری
سهام سرخابی ها در فرابورس عرضه خواهد شد

در ادامه ، نگاهی داریم به سابقه باشگاه داری غیر موفق در ایران در دهه های اخیر. به امید آن گه اصول و مبانی باشگاه داری در عرصه فوتبال ایران، دارای یک دوره دانشگاهی مدون، کتاب های خوب و مشاوران حرفه ای شود تا اقتصاد ایران عصر ۱۴۰۰ از اقتصاد ورزش، بیش از ۴۰ سال اخیر،‌ بهره مند شود.

  • باشگاه فوتبال بهمن کرج: مالکین بهمن مداح و اکبر مقیم که پس از چند سال فعالیت موفق ورزشی،‌ در نهایت منحل شد.
  • باشگاه فوتبال کیان تهران: مالکین تهران صدری و میرعماری که پس از چند سال فعالیت، امتیاز آن به تیم پورا تهران واگذار و در نهایت منحل شد.
  • باشگاه پورا تهران: مالک آن عبدالله صوفیانی بود و پس از ۷ سال فعالیت، منحل شد.
  • باشگاه داماش گیلان: مالک آن مه آفرید خسروی بود که در پی بروز مشکلات مالی و دادگاهی برای وی، فعالیت باشگاه، متوقف شد و امتیاز  آن پس از واگذاری، به هیات فوتبال گیلان، به شرکت آهن و فولاد لوشان منتقل شد.
  • باشگاه ابومسلم خراسان: مالکش،‌ اسماعیل وفایی و نخست به دسته اول سقوط کرد و سپس به دسته دوم و در نهای مالک باشگاه، تیم را رها کرد و باشگاه از حضور در مسابقات، کناره گیری نمود.
  • باشگاه برق شیراز: مالکش هادی شیروانی شیری و امیر ارسلان همایون فر است. برق شیراز به عنوان یکی از تیم های ریشه دار فوتبال کشور، پس از واگذاری به بخش خصوصی با مشکلات بسیاری روبرو شد و به لیگ دسته دوم سقوط کرد.
  • باشگاه اکباتان تهران: مالکش غلام رضا رهنما بود که امتیاز آن به باشگاه استیل آذین واگذار شد.
  • باشگاه استیل آذین: مالکش حسین هدایتی، عابر بانک پرسپولیسی ها بود که به لیگ دسته دوم سقوط و بعد منحل شد. حسین هدایتی هم به جرم اختلاس از بانک سرمایه، به حکم داده گاه ویژه مفاسد اقتصادی، به ۷۲ ضربه شلاق و ۲۰ سال حبس، محکوم شد.
  • باشگاه راه آهن تهران: صاحب اولش، بابک زنجانی و سپس هلدینگ یزدان کیان آرا بود. به دلیل مشکلاتی  که برای مالک نخست باشگاه بوجود آمد و به عنوان مفسد اعدامی مطرح شد، باشگاه به هلدینگ یزدان کیان آرا واگذار شد و به دسته پایین هم  سقوط کرد.
  • باشگاه استقلال اهواز: مالکش برادران شفیع زاده و سپس محمد ملکی و ارسوط جهانداری بودند. با مالکان نخست خود به لیگ دسته اول و سپس دسته دوم سقوط کرد. سپس مالکان جدید با خرید سهمیه لیگ برتر، باشگاه فوتبال فولاد نوین خوزستان را ایجاد کرده و به لیگ برتر بازگشتند. هم  اکنون هم  با مشکلات مالی روبرو است.
  • باشگاه سیاه جامگان مشهد: مالکش محمد رضا عباسی بود و در اولین حضور در لیگ برتر، شرایط نامطلوبی داشت اما سابقه لیگ برتری دارد.
  • باشگاه پدیده خراسان: در دومین سال حضورش در لیگ برتر به سبب مشکلاتی که برای پدیده شاندیز ایجاد شد، این تیم هم با مشکلاتی روبرو شد. در لیگ برتر امسال حضور ندارد.
  • باشگاه ملوان انزلی: مالکش سیروس محبوب بود و ۷۰ درصد سهام  باشگاه را از نیروی دریایی ارتش خرید. اما پس از ۲ سال، باشگاه را رها و ادامه مالکیت انصراف داد و اداره آن به شورای شهر رسید. اکنون دیگر خبری از این باشگاه پرطرفدار و یادگار مرحوم سیروس قایقران نیست.

سهم بخش خصوصی در عرصه باشگاه داری حرفه ای، نه تنها در حال افزایش بلکه در حال محو شدن است و دولت باید در این زمینه، فکری اساسی بکند. خصوصی سازی سرخابی ها، یک  آزمون بزرگ برای حرفه ای شدن باشگاه های دولتی ایران است.

حتما بخوانید: باشگاه داری به سبک شیاطین سرخ  منچستر یونایتد

مطالب مرتبط
مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
بدون نظر

ورود