۱۰ فیلمی که به خاطر یک پیچش داستانی شوکه کننده در پایان خود معروف شدند

۱۰ فیلمی که به خاطر یک پیچش داستانی شوکه کننده در پایان خود معروف شدند

شاید هیچ چیز به اندازه یک پیچش داستانی خوب در پایان یک فیلم نتواند سینماروها را تحت تاثیر یک فیلم قرار دهد. وقتی که این کار به درستی صورت گیرد، چنین پایان بندی هایی نه تنها می توانند در اولین تماشا بسیار تاثیرگذار واقع شوند بلکه می توانند باعث شوند که مخاطبان سعی کنند دوباره فیلم را از اول دیده و به دنبال نشانه ها و سرنخ هایی برای این پیچش داستانی پایانی، در طول فیلم بگردند. فیلم هایی مانند The Usual Suspects و The Sixth Sense از آن دسته فیلم های دارای پیچش های پایانی مشهوری هستند که اکنون به یک راز افشا شده در فرهنگ عامه تبدیل شده اند. اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است. در واقع این سکانس ها بیشتر از خود فیلم در تاریخ سینما جاودانه شده اند.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۱۰- Psycho (1960)

تریلر شاهکار آلفرد هیچکاک چنان تاثیرگذار است که پیچش های داستانی متعددی داشته و هر کدام جایگاه خاص خود را در تاریخ سینما دارند. این واقعیت که ستاره داستان در همان نیمه راه ماجرا کشته می شود، ترفندی که حتی برای مخاطبان امروزی نیز تعجب برانگیز و غافلگیر کننده است. با این وجود، فیلم Psycho یک پیچش داستانی بسیار خوب دیگر در پایان خود نیز دارد که آن هم به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شده است. در حالی که به نظر می رسد مادر دیده نشده نورمن بیتس قاتل است، در ادامه مشخص می شود که وی مدت هاست مرده و نورمن با لباس های مادرش دست به کشتار می زند. نورمن بیتس اکنون یکی از نمادین ترین قاتلان و شخصیت های شرور تاریخ سینماست.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۹- The Village (2004)

خوب یا بد، ام نایت شیامالان به خاطر پیچش های داستانی در انتهای فیلم هایش شناخته می شود. اما پایان بندی فیلم The Village به این خاطر مشهور است که بسیاری آن را احمقانه و مضحک می دانند. تمام داستان فیلم در یک جامعه کوچک و دورافتاده از دیگر جوامع رخ می دهد، مردمانی بدوی که توسط هیولاهایی مرموز در دل جنگل تهدید می شوند. در ادامه اما مشخص می شود که داستان فیلم در زمان حاضر رخ داده و آن جماعت نیز یک فرقه مذهبی است که عامدانه از جهان بیرون دور افتاده و از وجود هیولاهای ساختگی برای دور نگه داشتن مردمانش از رفتن به دنیای مدرن استفاده می کند.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۸- Remember Me (2010)

فیلم Remember Me یک درام رمانتیک کمتر شناخته شده با بازی رابرت پتینسون است. اگر چه به نظر نمی رسد فیلمی با چنین داستانی پیچش داستانی خاصی داشته باشد، اما پایان فیلم با پیچش داستانی خود بسیاری را غافلگیر می کند. در حالی که فیلم به پایان خود نزدیک می شود، شخصیت پتینسون در دفتر کاری دیده می شد تا اینکه دوربین عقب رفته و او را در یکی از ساختمان های مرکز تجارت جهانی در روز حملات یازده سپتامبر نشان می دهد.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۷- Primal Fear (1996)

در یک نقش آفرینی فوق العاده نامزد اسکاری در اولین فیلمش، ادوارد نورتون در فیلم Primal Fear نقش یک مرد جوان را بازی می کند که به قتلی بیرحمانه متهم شده است. ریچارد گی یر نیز نقش وکیل مدافع او را بر عهده دارد که سعی می کند به این مرد جوان مبتلا به بیماری چند شخصیتی کمک کند. علیرغم بازی تحسین شده نورتون و داستان تریلر بی نقصش، فیلم Primal Fear هرگز مورد توجه شایسته مخاطبان قرار نگرفت. اما هنوز بسیاری از سینماروها پایان این فیلم را به یاد دارند، جایی که شخصیت نورتون فاش می کند در مورد بیماری روانی اش دروغ گفته و در واقع یک قاتل بسیار خونسرد است.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۶- The Planet Of The Apes (1968)

فیلم The Planet Of The Apes یک نمونه بی نقص از آن فیلم های علمی تخیلی نهیلیستی دوره خود است. این فیلم داستان گروهی فضانورد را روایت می کند که سفینه شان روی یک سیاره ناشناس و رازآلود فرود می آید، سیاره ای در کنترل میمون های سخنگو که انسان ها را زندانی می کنند. با این وجود، در سکانس پایانی فیلم، شخصیت قهرمان چارلتون هیوستون بقایای مجسمه آزادی را پیدا کرده و مشخص می شود که آن ها در آینده سیاره زمین هستند. تصویر هیوستون در حال فریاد کشیدن در ساحل در انتهای فیلم بسیار مشهور است و حتی در سریال The Simpsons نیز در قالب یک شوخی به کار گرفته شده است.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۵- Arlington Road (1999)

فیلم Arlington Road یکی از آن تریلرهای بی نقصی است که هرگز نتوانست مخاطبان را به خود جلب کند. حتی صحبت ها و تبلیغان دهان به دهان در مورد پایان بندی شوکه کننده آن نیز نتوانست باعث محبوبیت فیلم در باکس آفیس شود اما پایان داستان برای بسیاری شناخته شده است. در این فیلم، جیمز بریجز نقش مردی را بازی می کند که اعتقاد دارد همسایه هایش عضو یک گروه تروریستی هستند. در اوج داستان، شخصیت او متقاعد می شود که همسایه هایش در حال طرح ریزی برای یک بمب گذاری در دفتر فرماندهی اف بی آی هستند، همانجایی که شخصیت بریجز کار می کند. بعد از رفتن به آنجا برای جلوگیری از انجام عملیات، او در می یابد که ناآگاهانه، توسط تروریست ها برای انجام عملیات استفاده شده و بمب را به دفتر مرکزی افی بی آی برده است که در نهایت منفجر می شود.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۴- Saw (2004)

در تمام طول روایت فیلم اورجینال Saw، دو مرد در زیرزمین زنجیر شده و مرد مرده ای بین آن ها قرار دارد. بعد از کشتن زپ با این تصور که او همان مرد اره ای است، یکی از این دو یک دستگاه پخش آشنا روی بدن زپ با پیامی از خود مرد اره ای پیدا می کند. تنها آن زمان است که مرد مرده بین آن ها بلند شده و خود را معرفی می کند که همان مرد اره ای است. این پیچش داستانی بسیار هیجان انگیز و تکان دهنده است ما مرد اره ای هیچگاه فاش نمی کند که چرا دست به چنین ترفندی زده است.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۳- The Mist (2007)

اگر چه این فیلم بر اساس رمانی از استفن کینگ ساخته شده اما خود او نیز که نویسنده مشهوری در زمینه داستان های ترسناک است، از پایان بندی جدید فیلم The Mist شوکه شده بود. این فیلم ترسناک هیولایی در مورد گروهی از مردم است که در یک فروشگاه گیر افتاده اند در حالی که هیولاهایی فرازمینی در یک مه ترسناک در بیرون از فروشگاه انتظار شکار کردنشان را می کشند. در پایان، قهرمانان داستان فرار کرده و سعی دارند با ماشین از منطقه مه گرفته دور شوند. وقتی خودرویشان بنزین تمام می کند، قهرمان اصلی داستان از گلوله های باقیمانده برای کشتن دیگران استفاده می کند، از جمله پسرش، تا از کشته شدنشان بدست هیولاها جلوگیری کند. بعد از کشتن تمام همراهانش، مه از بین رفته و نیروهای نظامی وارد می شوند که نشان می دهد کشتن همراهانش غیرضروری بوده است.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۲- Citizen Kane (1941)

پیچش داستانی پایان فیلم Citizen Kane چنان شناخته شده است که شاید بسیاری از علاقمندان به سینما باور نکنند با یک فیلم رازآلود مواجه هستند. این فیلم به بررسی سرنوشت چارلز فوستر کین می پردازد، در حالی که یک خبرنگار سعی دارد معنای آخرین کلماتی که وی هنگام مرگ به زبان آورده، رُزباد، را کشف کند. در پایان فیلم مشخص می شود که رُزباد در واقع نام سورتمه دوران کودکی کین بوده است و مردی که یکی از ثروتمندترین مردان جهان بوده، در هنگام مرگ تنها این خاطره ساده از دوران کودکی معصومانه اش را به یاد می آورد.

اما فیلم هایی نیز هستند که آن پیچش داستانی پایانی تنها چیزی است که مخاطبان به یاد داشته و این بخش از فیلم از خود آن مشهورتر است.

۱- Soylent Green (1973)

چارلتون هیوستون در یک فیلم علمی تخیلی تاریک دیگر نیز بازی کرده که به خاطر پیچش داستانی پایانی اش مشهور شده است. داستان فیلم Soylent Green در آینده رخ می دهد جایی که افزیش بی رویه جمعیت به کمبود مواد غذایی منجر شده است.هیوستون در این فیلم نقش کارآگاهی را بازی می کند که به پرونده یک قتل رسیدگی می کند، پرونده ای که باعث می شود یک واقعیت هولناک را کشف کند، این واقعیت که غذای جدید تولین شده موسوم به سویلنت گرین در واقع از جنازه افراد مرده تولید می شود. این عنوان چنان مشهور شد که هنوز هم در آمریکا شناخته شده بوده و بسیاری فیلم Soylent Green را با همین پیچش پایانی تکان دهنده اش به خاطر می آورند.

مطالب دیگر از همین نویسنده
مشاهده بیشتر
یک نظر

ورود